چهارشنبه سوری، سور و سات ترقّه فروشها را جور می کند، و ایضاً متخصّصین سوختگی را!
همه از نزدیک شدن سال تحویل خوشحالند جز ماهی قرمز ها!
شاید سنّت پرورش سبزه ی عید، ریشه در زندگی چارپایان داشته باشد!
دوتا از سین های سفره ی معتادها، “سیخ” و “سنگ” است!
معتادها به جای هفت سین، سفره ی هفت شین می چینند!
برای بچّه مدرسه ای ها نحوست چهاردهم فروردین کمتر از سیزدهم نیست!
در تعطیلات نوروزی، تنور دید و بازدید دزدها هم گرم است!
حاصل وصلت میمون ننه سرما و بابا فیروز، شده نوروز!
در ایّام نوروز، رژیمی ها هم رژیمشان را به حالت تعلیق درمی آورند!
خوش به حال درختان که لباس نویشان را رایگان از بهار می گیرند!
بعضی ها برای اطرافیانشان سنگ صبورند و برخی دیگر هم، سنگی سخت بر گیجگاهشان!
خواننده ها آخر شب وسعت صدا دارند و خروس ها صبح خروسخوان!
رفت و آمد زیاد خواستگارها به خانه ی دخترک، آنقدر توی دلش قند آب کرد که دست آخر دیابت گرفت!
پیرمرد از وقتی گوش هایش سنگین شده اند به زحمت می تواند تعادلش را حفظ کند!
اعصاب اطرافیانش را اغلب اوقات خط خطی می کرد، همه معتقد بودند ذات او خورده شیشه دارد!
طوفان شدید شب گذشته، دودمان اهالی روستا را به باد داد!
مرد بیچاره زیر مخارج درمان نازائی همسرش، زائید!
همه دنبال راهی برای پیشگیری از بارداری اند و کشاورزان دنبال راهی برای بارور کردن ابرها!
دست درازی اش به سیم برق، به قیمت کوتاه شدن دستش از زندگی تمام شد!
آدمِ نَدار دستش به دهانش نمی رسد، چانه اش را می خاراند!
جرم محبوسین دیوانه خانه ها، فرار مغزشان است!
آقتاب تابستانی، داغِ یخ ها را بر دل یخ فروش می گذارد!
یخ ها با دیدن خورشید خانوم، از خجالت آب می شوند!
مرد بیچاره از وقتی یک دستش را از دست داده، دستِ تنها کار کردن برایش سخت شده!
برخی آدم ها بازیچه ی دست شیطانند. در عوض، بعضی ها شیطان را هم بازی می دهند!
نجارِ بت پرست، برای خداوند یکتا دشمن می تراشد!
Popularity: 86% [?]
Loading ...