داغ کن - کلوب دات کام ذکر شیخنا عادل فردوسی پور-حفظه الله

به قلم محمد جواد آسترکی

آن مو فرفری بلند قامت، آن به نیش باز کرده عادت، آن سازنده ی برنامه نود، آن ناقد عبدالصمد، علت راقم این سطور، شیخ عادل فردوسی پور(رحمة الله علیه)
گویند روزی بر درختی شدی تا جوجه کلاغی را بیازاری، همان دم مادر جوجه ها سررسیدی و بانگ زدی: یا شیخ! چگونه به این نیش باز و خلق خوش، اینگونه کودک بیازاری؟ آنگاه نقل است که شیخ ما روی به آسمان کرد و فرمود: الله اعلم. یا خواهر! در چیزی که نمی دانی جستجو مکن و مرحمت کن بیشتر به کودکانت برس. توپم به درخت بر شدی و گیر کردی. بر آمدم که بیارمش، دستم به دهان کودکان تو رفتی و ایشان دیگر ول نکردی. چون چیزی نداشتمی خجالت کشیدمی که بیرونشان کشمی. آنگاه نقل است که مادر بچه ها نعره ای بزد و از همان بالا چونان شوت سوباسا ازارا (فتبارک الله) سقوط کردی و در دم جان سپردی.
نقل کنند رونالدینیو(ساحرة فی کرة القدم) او را در گوشه ای تنگ و تار بدید که زانوی غم بغل گرفته. رو سوی شیخ گفت: یا شیخ! چونی؟ نقل است که شیخ برآشفت و فرمود: برو بابا دلت خوشه با اون دندونای مزخرفت! ده ساله برنامه اجرا کردم اینم مزدمه. (توضیح کاتب: گاهی از دست آدم در رفتی! خورده نگیرید. از دست و زبان که برآید/کز اینطوری نوشتن بدر آید؟ )
در اقاریر کهن آمده که شیخ استقلالی بوده، اما همواره تکذیب کردی و گاهی فرمودی: مربی اسقلال که مرغابی باشد و بطی، ما را با آن کاری نیست. گویند علی پروین (سلطان الفوتبالین و المانتو فروشان، حفظهم الله و کثیرة النوجه ها) روزی او را به باد کتک گرفتی، شیخ ما حتی ناله ای هم نزدی. گفتند یا شیخ! حرفی بگو. فرمود: ۱۰۰۰ کمیته انضباتی او را حریف نبودی، من بدین نحیفی چگونه حریف باشم. گویند همان دم جان به جان آفرین تسلیم کرد. نقل است هاتفی ندا داد: آنجا برنامه ۹۰۰ را اجرا کند، و هر چه دلش خواست جنجال کند، ۵۶ تیم از بهشت بودی و ۲ تیم ازجهنم. سرپرستی هر دو تیم جهنم را هم به معاویه (لعنة الله علیه) داده اند. و او همیشه به داوری اشکال کردی و شلوغ کردی و عادل نیز از این آب گل آلود حسابی ماهی (کثیرة الامقا۳) گرفتی.

Popularity: 2% [?]

مطالب مرتبط

كليه مطالب محمد جواد آسترکی
  1. ۲ ديدگاه درباره “ذکر شیخنا عادل فردوسی پور-حفظه الله”

  2. توسط غلامعلی در ۲۶ آذر ۱۳۸۸ | پاسخ

    خیلی بامزه ای خداییش

  3. توسط sazami در ۲۹ دی ۱۳۸۸ | پاسخ

    نقل است که شیخ محمد جواد آسترکی (ره)، فیلتر بسیار بشکست و و طنز طنازان دور از بلاد بسیار همی دید ، اینگونه بگذشت تا شبی به تارنمای درویشی رسید ، گفت: فلان تورا چه نامند؟ درویش گفت : داور ، پس شیخ بخواند تمام تارنمای داور را و چون آن حکایات به نظرش خوش آمد اندیشید: که من نیز در تارنمای خود چون کنم و محبوب خلق گردم که خیر جهان و اخری در این است . پس همی رفت و چون کرد. چو کار تارنمایش آخر شد خلق آنرا همی خواندند و مطلب بسیار نزار دیدند و بگذشتند. از این رو که وی حکایت عادل نوشته بود و داور حکایت عدل میکرد، داور تفکر بسیار در تحریر و وی تمسخر بسیار در تکریر ، پس شیخ چو اینگونه دید از خود بی خود شد و ندا داد : دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه هر دو جان سوز است اما… و در دم بمرد!

    با آرزوی موفقیت برای شما فکر کنم یک کوچولو نه اینکه کپی پیست کرده باشین ولی از روی دست داور عزیز خیلی نیگاه کردین مطلب به قدرت ذکر الشیوخ های داور نیست و خیلی ضعیف هست اما با توجه به قدرتتون در سبک خودتون با یکم مطالعه ادبیات کهن خودتون میتونید مطلب ها جالب تری به این سبک بنویسید که مختص شما باشه و خواننده رو به یاد مطالب دیگران نیندازه
    با سپاس و آرزوی توفیق

ارسال دیدگاه

Please leave these two fields as-is:
در اين كافه سراغ از غم نگيريد         كه جز خنده در اين منزل نبينيد

اين پايگاه براي افراد ديابتي به خاطر قند زياد و براي كساني كه فشار خون دارند به دليل نمك زياد توصيه نمي شود.
یافتن مطالب :